محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5350
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از جمله حوادث سال اين بود كه هرثمة بن اعين به ولايتدارى سوى خراسان رفت . سخن از كار هرثمه در سفر خراسان و كار على بن عيسى و فرزندان وى ( 329 گويند : هرثمه شش روز پس از آنكه رشيد فرمان خويش را براى وى نوشته بود حركت كرد . رشيد از او بدرقه كرد و آنچه را لازم مىدانست به دو سفارش كرد . هرثمه بىدرنگ برفت ، به ظاهر مقدارى مال و سلاح و خلعت و عطر سوى على بن عيسى فرستاد و چون به نيشابور رسيد جمعى از معتمدان و كهنسالان و كار - آزمودگان اصحاب خويش را فراهم آورد و هر كدام را نهانى خواست و با وى خلوت كرد و از آنها پيمان و تعهد گرفت كه كار وى را نهان دارند و راز وى را پوشيده دارند و هر يك از آنها را به ترتيب وضعى كه به نزد وى داشتند بر ولايتى گماشت : ولايتداران گرگان و نيشابور و دو طبس و نساء و سرخس را معين كرد و فرمان هر كدام را بداد و دستور داد كه پوشيده سوى عمل خويش رود و هنگام ورود به ولايت و اقامت تا به وقتى كه معين كرده بود همانند مسافران باشد . اسماعيل بن - حفص را مطابق فرمان رشيد ولايتدار گرگان كرد . آنگاه برفت و چون به يك منزلى مرو رسيد جمعى از معتمدان اصحاب خويش را پيش خواند و نام فرزندان على بن - عيسى و مردم خاندان و دبيران وى را در رقعه ها براى آنها نوشت و به هر كدامشان رقعه اى داد به نام كسى كه پس از ورود به مرو عهده دار مراقبتشان بود ، مبادا وقتى كار وى نمودار مىشود فرارى شوند . آنگاه كس به نزد على بن عيسى فرستاد كه اگر امير كه خدايش گرامى بدارد مايل باشد معتمدان خويش را براى گرفتن اموالى كه همراه من است بفرستد كه وقتى مال پيش از من آيد براى نيرو گرفتن امير و شكسته كردن دشمنان وى مؤثرتر بود . و نيز اگر مال را پشت سر گذارم بيم هست كه يكى